ماهانماهان، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

ماه زندگي مامان و بابا

21 ماهگی پسر گل مامانی

سلام گل پسر مامانی وارد 21 ماهگی شدی و داری بزرگ میشی همه چی رو متوجه میشی الهی مامانی قربونت بره که شیرین شدی مثل عسل همه حرفهایی که بهت میزنیم رو تکرار میکنی مثلا بابایی زنگ زده بود و من داشت یک شماره تلفنو براش میخوندی که تو هم پا به پای من تکرار میکردی. عزیزم وقتی یه چیزی زیاد میخوای میگی 10 تا یعنی 10 تا بهم بدید عزیزم وقتی میخوای بری بیرون و بیرون از در میگی بند یعنی درو ببند که بریم الهی قربون اون هوشت کم بیش وقتی دستشویی داری میگی ولی در روز کلا دیگه پوشکت نمیکنیم فقط شبا آخه داری بزرگ میشی عزیزم حالا جملات قشنگی که یاد گرفتی حبید= دایی حمید حابد= بابا حامد آزو = مامان ارزو ززا جون= زهرا جون فاطی آ...
23 شهريور 1393

تولد مامان آرزو

تولد مامان آرزو بود و چون مامان جون اینا آمده بودن روز پنجشنبه  17 مردادماه گرفتیم که من به جای مامانم شمع رو فوت کردم خیلی خوش گذشت بابایی برای مامانم هم یه گوشی موبایل خرید و من کلی باهاش بازی کردم چون میدونستم این جدیده برای همین به هیچکه نمیدادم الهی مامانت قربونت بره عزیزم دوستت دارم بوس اینم عکسام   ...
27 مرداد 1393